شکواییه

مشکلی حل نشد از مدرسه و صحبت شیخ/ غمزه ای تا گره از مشکل ما بگشایی

شکواییه

مشکلی حل نشد از مدرسه و صحبت شیخ/ غمزه ای تا گره از مشکل ما بگشایی

شکواییه

اللهم إنّی اعوذ بک من نفسٍ لاتَشبع
و من قلبٍ لایَخشع
و من علم لایَنفع
و من صلاةٍ لاتُرفع
و من دعاٍ لایُسمع

بالاخره که باید می گفتم!

جمعه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۵:۴۴ ب.ظ
می دانستم، همان موقع هم می دانستم که اداست، فقط و فقط خودنمایی ست و نقطه ضعف همیشگی تان در دیده شدن و تحسین شدن و خود را جتنل من و جنتل وومن نشان دادن است و عین گوسفند دنبال کمپین های حقوق بشری افتادن که بله ما هم بلدیم و جهانی می اندیشیم و الان خیلی شیک تشریف داریم که می گوییم stop war و سلفی میگیریم! 
 وگرنه غزه و یمن چه فرقی باهم دارند؟ هان؟! چه شده؟ اینجا از حقوق یمن گفتن و تجمع رفتن کلاس ندارد؟! چرا چون رسانه ها همراه نیستند؟ چون جو نمی دهند و به تبعش جو شماها را نگرفته؟ چون موبورها و چشم آبی ها در ینگه دنیا تجمع نکرده اند؟
حالم در ادا اطوارتان، منطق خودمتناقضتان، خودنمایی هایتان، خودباختگی تان، تا خرخره در لجن تقلید فرورفته و ادای آزاداندیشی درآوردنتان بهم می خورد! کاش دیگر هیچ وقت نبینمت، صدایت را نشنوم، خاطراتت، همه ی وجودت از ذهنم پاک شود کاش...
.
.
حالا خیلی بهت بر نخورد که در حال حاضر حالم از خودم و ناتوانی و دست و پابسته بودن خودم هم بهم می خورد... البته اصراری هم ندارم ها! ناراحت هم شدی، شدی! بیشتر از این ها از تو متنفرم...

 پ ن1: مخاطب خاص دارد.
پ ن2: شک نکنید اگر خدا بگوید بین اسرائیل و آمریکا و سعودی ها، نابودی یکی شان را انتخاب کن، در اقدامی کاملاً احساسی آل سعود را انتخاب می کنم که رذالت از سر ترس و حقارت و ذلت، نفرت انگیزتر از رذالت از سر قلدرمآبی و خوی سگی ست.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۲۵
عریضه نویس

نظرات  (۳)

البته که من کاری به دعوای شما و «مخاطب خاص»تان ندارم ولی خواستم بگویم این‌گونه استدلال کردن و نتیجه گرفتن را نمی‌پسندم. پسندیدن را هنجاری نمی‌گویم؛ صرفاً دارم از سلیقه‌ام گزارش می‌دهم.

همین دیروز بود فکر کنم که یک نفر در گوگل پلاس عکس‌هایی از بچه‌های درخون‌غلتیده‌ی سوریه را گذاشته بود و به «حزب‌اللهی‌ها» طعن زده بود که وقتی حکومت بشار اسد بمب روی سر مردم خودش می‌ریخت و زنان و بچه‌ها را می‌کشت شما همه‌تان خفه شده بودید، حالا برای یمن گریبان چاک می‌کنید! و نتیجه گرفته بود که حمایت از مظلوم «حزب‌اللهی‌ها» فقط شعار است و هرجا منافع سیاسی‌شان اقتضا کند نه تنها از بچه‌های خون‌آلود حمایت نمی‌کنند که بر مرد قصاب درود می‌فرستند. (اینجا اصلاً کاری به اینکه جنگ سوریه چطور شروع شد و موضع ما چه باید باشد ندارم. فقط حرف مخالفان شما را نقل کردم.)

به همین قیاس بگیرید هواداران سینه‌چاک دولت را که تا کسی دهانش را به انتقاد می‌گشاید مثل نکیر و منکر بالای سرش می‌آیند که در دولت قبل که فلان اتفاق افتاد چرا انتقاد نکردی؟ چرا موضع نگرفتی؟ الخ.

به نظرم این روش بیشتر به انتقام گرفتن شباهت دارد تا هر چیز دیگری. هیچ ضرورتی وجود ندارد که کسانی که در جنگ غزه موضع گرفتند ولی در جنگ یمن نگرفتند جوگیر شده باشند. فلسطین سال‌هاست که نماد مظلومیت در همه‌ی جهان است. طبیعی است که وقتی آن‌جا جنگ شود توجه و موضع‌گیری هم بیشتر باشد.

پاسخ:
مخاطبم خاص هست، اما این دعوا خاصِ او نیست وگرنه دعوای شخصی را نمی آمدم اینجا بنویسم. حالا شاید در برابر دیگران با این غلظت نباشد...
این سفسطه ها که در عالم سیاست زیاد است، اسد اگر آن طور مردمش را کشته بود، 88 درصد در انتخابات رأی نمی آورد و خیلی زودتر از این ها به دست جبهه ی النصره و امثالهم کله پا شده بود.
در مورد سیاست داخلی هم حرفی ندارم...
من کاری ندارم که هرکس چطور موضع گیری می کند، یا اصلاً موضع گیری می کند یا نه ( چه اینکه حالا مثلاً خود من مگر چکار کرده ام، مگر دو تا لعن و نفرین به آل سعود و آمریکا!) اما اینکه کسی بیاید از حمله به یمن دفاع کند، اوج پستی و نفهمی ست به نظرم و نشان دلقکی اگر در جنگ غزه، جزو فعالین حقوق بشر بوده! کشته شدن مردم بی گناه یا جنایت هست یا نیست، اگر هست غزه و یمن چه فرقی دارد؟
البته بگذارید بگویم یک فرقی دارد! اگر یادتان باشد در جنگ غزه همه، حتی خود اسرائیل خواهان آتش بس بود به دلیل ناامنی که حماس ایجاد کرده بود به همین خاطر همه ی رسانه ها از پذیرفتن آتش بس توسط حماس حمایت می کردند (درواقع داشتند فشار می آوردند که حماس آتش بس را قبول کند) و منورالفکرهای ما هم به تبع. اما این جا...!
بیچاره یمن، بدبخت ما که جز در چارچوبی که می خواهند که نمی اندیشیم!

اگر بخواهیم این‌طور نگاه کنیم لاجرم باید بپذیریم که صدام حسین که ۹۹ درصد رأی آورد روی سر مردمش بمب شیمیایی نریخت و ژنرال السیسی که ۹۷ درصد رأی آورد اخوان‌المسلمین را تارومار نکرد. من شخصاً صندوق رأی در کشورهای عربی را چندان جدی نمی‌گیرم. آن‌هایی که صندوق رأی دارند با آن‌هایی که ندارند چندان فرقی نمی‌کنند.

اگر بحث حمایت از عربستان در حمله به یمن است که موضوع کاملاً فرق می‌کند. به‌نظرم خواه فردی در جنگ غزه از مردم مظلوم دفاع کرده باشد و خواه نکرده باشد، اگر در این جنگ حامی عربستان باشد، زعارت و شرارتی در طبعش مؤکد شده و شایسته‌ی سرزنش است.

پاسخ:
یعنی چی؟! یعنی تقلب می شود؟!
واقعاً قضیه متفاوت است، صدام حسین و حکومت مصر چماغی چون داعش به عنوان مخالف بر سرشان نداشته و ندارند، نیروهایی که از طرف حکومت های عربی اسرائیلی کاملاً حمایت می شوند. اسد غیر از همراهی جمهوری اسلامی و حزب الله چه چیز دیگری داشت که توانست روی کار بماند؟ اگر همراهی مردم نبود حقیقتاً اسد نمی توانست دوام بیاورد و مطمئناً تا الان از حکومت ساقط شده بود. بحث بر سر میزان رأی نیست میزان مقبولیت مردم و همراهی آن ها با حکومت است، اگر اسد به اندازه ی آل سعود و صدام و ژنرال های مصری کشته بود هرگز نمی توانست با آن ارتش خوشحالش سوریه را کمی تا قسمتی آرام کند چه بسا که مردم به راحتی می توانستند به جای اسد، تکفیری ها را انتخاب کنند.
یعنی مردم گزینه داشتند برای انتخاب و مهم تر اینکه همه ی حکومت های منطقه به جز جمهوری اسلامی خواهان سقوط اسد بودند و در این راه از هیچ کمکی هم دریغ نداشتند.
در هرحال به نظرم قضیه ی سوریه متفاوت است و قابل قیاس با صدام نیست البته در مورد مصر حقیقتاً من هنوز گیجم!

نه، نمی‌گویم تقلب می‌شود (شاید هم می‌شود؛ والله اعلم!) منظورم این بود که ساختار نظام‌های عربی علی‌العموم غیردموکراتیک است و رقابت واقعی چندان در آن شکل نمی‌گیرد. حتی آن کشورهایشان که در آن‌ها انتخابات برگزار می‌شود، غالباً رئیس‌جمهورهایشان از نسل فسیل‌هایند. در بین کشورهای عربی من الآن فقط لبنان را می‌توانم استثناء کنم. بقیه‌شان از وقتی یادم می‌آید همین حاکمان را داشته‌اند مگر اینکه کودتا، انقلاب یا جنگ شده باشد! در همین ایران خودمان هم فرض کنید سال ۷۶ طرح آقای مهاجرانی و دوستان برای ریاست‌جمهوری بیش از دو ‌دوره به‌بار می‌نشست. با اطمینان خیلی زیادی می‌توانم بگویم که آقای هاشمی رفسنجانی تا همین امروز رئیس‌جمهور بود!

ازقضا حکومت سوریه از جهات زیادی شباهت با حکومت عراق در زمان صدام دارد. مهم‌ترین اینکه هر دو کشور تک‌حزبی بودند (در هر دو: حزب بعث). تاجایی‌که خبر دارم فقط در همین انتخابات اخیر سوریه (۲۰۱۴) بود که احزاب دیگر هم امکان شرکت در انتخابات را پیدا کردند. اگر بدبینانه نگاه کنیم می‌شود گفت که آن‌ها را هم برای خالی نبودن عریضه راه دادند و البته آن احزاب هم حامی حکومت مرکزی و شخص بشار اسد بودند. شما ببینید از سال ۱۹۷۱ که حافظ اسد در سوریه کودتا کرد و قدرت را به‌دست گرفت، تا همین امروز، خودش و پسرش جمعاً ۴۴ سال رئیس‌جمهور بوده‌اند. یعنی در آن قسمت دنیا در این حد قحط‌الرجال است؟ یا مردم سوریه در این حد کشته‌مرده‌ی این پدروپسرند؟! خب معلوم است که این وسط چیزی می‌لنگد. این‌که آن چیز دقیقاً چیست را نمی‌دانم. در انتخابات‌ها تقلب می‌شود؟ چون نظام تک‌حزبی است مردم انتخاب دیگری ندارند؟ اسدها مخالفانشان را در بازی انتخابات راه نمی‌دهند؟ با پروپاگاندا ملت را سرگرم کرده‌اند؟ نمی‌دانم. ولی این‌قدر می‌دانم که این وسط یک چیزی می‌لنگد!

خلاصه اینکه به محبوبیت جناب اسد مشکوکم و حتی اگر محبوب باشد هم دلیلی بر آن نیست که روی سر مردم بمب نریخته. ما که الآن در ایران هستیم، شما ببینید بنگاه بانگ و رنگ اخبار جنگ با داعش را چطور پوشش می‌دهد. خیلی به‌ندرت پیش می‌آید که خبر شکست‌ها را بدهد ولی درعوض پیروزی‌ها را در بوق‌وکرنا می‌کند. معلوم است که تلویزیون سوریه نمی‌آید بگوید ای ملت، بشار اسد دارد بچه‌های سوری را می‌کشد! البته این موضوع طبیعی است. معلوم است که وسط جنگ نباید همه‌ی حقایق را به مردم گفت.

این روضه‌ی آخر را هم بخوانم: من هیچ قضاوتی نمی‌کنم چون اطلاعات ندارم. نه می‌گویم بشار اسد روی سر مردمش بمب ریخته نه می‌گویم بمب نریخته. اگر بمب ریخته جنایت کرده؛ اگر نریخته دستش درد نکند که جوانمردانه جنگیده. درباره‌ی جنگ سوریه اخبار دوطرف به‌شدت متناقض است. از آنجایی که از هر دو طرف دروغ‌های شاخدار زیاد شنیده‌ام، به هیچ‌کدام از روایت‌هایشان اعتماد ندارم ولذا موضعی هم نمی‌گیرم.

پاسخ:
از تأخیر عذرخواهی می کنم.
حرفتان را کاملاً می پذریم و اصلاً اگر خاطرتان باشد همان ابتدا هم قبل از جنگ های داعشی، مردم سوریه علیه دولت تظاهرات داشتند که بعد با ورود داعش قضیه رنگ و بوی دیگری گرفت. اما مسأله ی من این است که اتفاقاً مردم گزینه ای داشتند هرچند بسیار ناموجه! خب مردم عقلشان که پاره سنگ بر نداشته بود و اگر اسد هم دست کمی از داعش نداشت و به راحتی بمب بر سر مردم بی گناه می ریخت دیگر چرا باید مردم در انتخابات شرکت کنند که بعد هم به او رأی بدهند در این انتخابات حدوداً 70 درصد مردم شرکت کرده اند و اصلاً رقم بدی نیست. در ضمن در سوریه غیر از تلویزیون دولتی، تلویزیون های دیگری هم هست و از همه مهم تر شبکه های غیر متحد با دولت، حتی اگر خارجی باشد هم بسیار وجود دارد، نمونه ی اعلای آن العربیه.
حقیقتاً فساد در دولت اسد و حکومت نزدیک به دیکتاتوری را نمی شود انکار کرد اما آنقدر رسانه و دولت غیر متحد با او هست که می توانست به راحتی مردم را نسبت به او بی اعتماد کند و اینکه نتوانستند برای من دلیل خوبی ست که حداقل اسد مردم بی گناه خودش را نکشته و واقعاً بمب ریختن بر سر مردم چیز کمی نیست که به راحتی بشود آن انکار کرد...!

ارسال نظر

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی